logo-samandehi
شایان امانی جنتی

فریلنسینگ یا کارمندی؟! مسئله این است!

خیلیا میپرسن که چرا فریلنسینگ؟! تو این اوضاع مملکت و عدم ثباتی که وجود داره واقا می ارزه فریلنس کار کرد؟! راستش من قبلا ۳ سال فریلنس کار کرده بودم و ۴ سالی میشه که فول تایم مشغول بودم تا همین اردیبهشت . تو این مقاله یسری دلایلم رو برای اینکه چرا مجددا فریلنس شدم + مزایای فریلنسینگ براتون آوردم امیدوارم به دردتون بخوره…

۱. دوست داشتم رئیسِ خودم باشم!

بنظرم کمتر کسی وجود داره که رویای کارافرینی و اینکه واسه خودش کار کنه رو نداشته باشه. منم از این قاعده مستثنی نبودم! نمیخواستم توی کارمندی و روزمرگی و منتظر حقوق سرماه بمونم! میخواستم کار خودم رو داشته باشم و در آینده اون رو توسعه بدم و بتونم روش حساب کنم!

متنفر بودم از ساعت زدن اول صبح و استرسش … واسه هرکاری مرخصی گرفتن و دلیل آوردن برای مافوقت! وعده وعید های توخالی شرکت ها..! آخ از وعده های توخالی…

رئیسِ خودت باش!
رئیسِ خودت باش!

طبق بررسی هایی که داشتم مهم ترین دلیل فریلنس شدن افراد در همه جای دنیا روحیه ی کارآفرینی داشتن و میل به آزاد بودن و کنترل نشدن بوده!

۲. میخواستم کنترل کار و زمانم دستِ خودم باشه!

من به این باور دارم که آزادی لازمه و پیش شرطِ مسئولیت پذیریه! با کنترل کردن های زیاد و سرک کشیدن تو مانیتور کارمندا و دوربین گذاشتن بالا سرشون نمیشه ازشون آدمای مسئولیت پذیرِ با پرفرمنس ساخت!

شاید یروزی حسش نبوده کار کنم! میخواستم تا لنگ ظهر بخوابم و یا برم پیاده روی و باشگاه و خوش بگذرونم و از بعداز ظهر با انرژی خیلی بیشتر بشینم سر کار! این حقِ طبیعی آدماس.. ماهم آدمیم! خیلی از آدما(مِن جمله مَن!) اوج پروداکتیو بودنم ساعت ۱۲ شب تا ۴ صبحه!

میخواستم لذت تصمیم گیری رو خودم بچشم و خودم مسئولیتشو به عهده بگیرم! آره میدونم الان میگید کارفرماهای ما بهمون گفتن تو آزادی و میتونی تو تصمیم گیری ها مشارکت داشته باشی.. به منم گفتن! اما در نهایت در جهت دلخواه خودشون هدایتمون کردن و گزینه های روی میز گزینه های دلخواه خودشون بوده!

۳. میخواستم جاهای مختلف رو تجربه کنم و تو محیط های جذاب تری کار کنم!

بنظرم کار کردن توی یه محیطِ تکراری مهمترین عاملِ کشنده ی انگیزه اس!

میشه لپ تاپتو برداری… بزنی از خونه بیرون… بری یه کافه ی دنج بشینی و اونجا قهوه ات رو بخوری و کار کنی!

یا اینکه کلا کوله ات رو ببندی و چند روزی بری شمال، کیش و… و بدون هیچ نگرانی ای از فضا و طبیعت لذت ببری، با آدمای جدید آشنا شی، غذاهای جدیدو تست کنی و زمان زیادی رو هم به کارت بپردازی!

میشه … کافیه بخوایم. مشتری ها کارِ با کیفیت میخوان! کارِ با کیفیت لازمه اش ذهنِ آزاده. به اونا اهمیت بدیم…

خیلیا تو دنیا اینجوری دارن کار میکنن و تحت عنوان digital nomads ازشون یاد میشه!

۴. روی پروژه های مورد علاقه ام کار کنم!

معمولا کارمندا زیاد حق انتخاب ندارن روی پروژه هایی که روشون کار میکنن و کارفرما ها تعیین میکنن چه کسی روی چه پروژه ای باشه! مخصوصا اگه شرکت چند تا پروژه داشته باشه! حالا شرکت هایی که کلا یه پروژه دارن داستانشون فرق میکنه. دوست داشتم خودم انتخاب کنم روی چه پروژه ای باشم و با چه کسایی کار کنم! علاقه داشته به یه پروژه مهم ترین عامل انگیزه است!

۵. میخواستم درآمد بیشتری داشته باشم!

حالا اینکه واقا فریلنسری درآمد بیشتری داره یا نه جای بحث داره! واسه من که خوب بوده، سعی میکنم یه مقاله کلا در مورد این موضوع بنویسم.

ولی فریلنسینگ ریسک زیادی داره! یه موقع اینقدر پروژه میریزه رو سرتون که مجبورید ردشون کنید یه موقع هم اصن پروژه ای نیست! بستگی به خودتون داره البته. ولی بهر حال آزادکاری همراه با ریسکه.

ولی اینم بدونیم که یه فریلنسر همه ی هزینه هاش پای خودشه. خرید لپ تاپ و تجهیزات، میز و وسایل خونه، هزینه ی اینترنت، تلفن، هزینه ی بیمه و…! در نتیجه باید درآمد بیشتری رو طلب کنه تا هزینه هاشو کاور کنه! امروز که دارم براتون مینویسم با این وضع دلار قیمت یه مکبوک ۱۵ اینچی ۲۴ میلیون تومنه!

توی فریلنسری هرچقدر که بیشتر کار میکنید بیشتر پول در میارید ولی حواستون باشه بتونید تعادل بین کار و زندگیتون برقرار کنید و منزوی نشید! همه چیز که پول نیست! پول همه چیه! :))

۶. میخواستم بیشتر یاد بگیرم!

کسایی که منو میشناسن میدونید که من بشدت تشنه ی یادگیری ام! دوس دارم راحت روزی ۴.۵ ساعت مطالعه داشته باشم چه در زمینه ی کاری و چه مسائل روانشناسی و… و کسی بهم نگه اینجا شرکته و دانشگاه نیست که تو بخوای مطالعه داشثته باشی!

توی فریلنسینگ هر روز یه چالش جدید هست! میشه رفت توی پروژه های مختلف و تجربه های مختلفی کسب کرد! و میشه فقط یک طراح رابط کاربری، برنامه نویس و.. نبود بلکه یک بیزنس مَن/بیزنس وُمن بود و راجع به مسایل بیزنسی/مارکتینگ/پرسنال برندینگ/مذاکره/مباحث قرارداد و … هم دونست و این واسه من به شخصه خیلی لذت بخشه!

 

برگرفته از وبلاگ دوست خوبم امیر رایان

پیام بگذارید